•.♥ دنیـــــای ایـــن روزای مـــن ♥.• ایـن روزهـا می گـذرد امــّا مـن از ایـن روزهــا نمی گذرم
|
شـب شده، من نميخوابم امـّـا، خانه مـان كاملاً غرق خواب است ســاعت روي تختـم دُرست اسـت، تيك تاك دل مـن خــراب است شـب شده، مـن ولــي توي فكــرم؛ فكر درهــاي بازي كه بستم شـب شده، منتهـا خسته از شـب؛ پـاشــدم در اتاقــم نشستم پيش چشمـان خـواب متكّـا؛ غصه هــاي خـودم را شمـردم دردهـــاي دل كوچكــم را؛ مـن به دسـت متكّـا سپـردم او ولي، پنبه در گوش خــود داشت؛ دردهاي دلــم را نفهميد هيــچ اشكالي اصــلاً ندارد؛ لااقل او به حرفـــم نخنديـــد اي خدا!!! چشمهاي متكا؛ مثل شب هــاي ديگر خسيس است چشمهــاي من خسته اما؛ پــُر شد از حرفهـايي كه خيس است!!!
موضوعات مرتبط: [ چهار شنبه 15 شهريور 1391برچسب:شعرتنهایی,شعرهای زیبا,شعرهای بی وفایی,خدا,تنهایی,اشک,درد دل,خسته,عشق,عاشقی,بی خوابی,شعرهای دلنشین,شعر قشنگ,شعر,دوست داشتن, , ] [ 18:55 ] [ زـهـــرا ]
[
|
|
[ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |